تبليغاتX
روزنگار
 
 

او مرا به اندیشیدن وا داشت

او مرا شناساند

به جهانم

به جهان پیرامونم

به وجودم

به هستی ام

به بودنم

به خودم .

و من بودم

و خودم شدم

.خود خودم.

آیا دیگر بار کسی خواهدتواند گفت که نیستم یا نخواهم بود؟!

من بودنم را چنین با تو قسمت می کنم

پس بیا تا با هم ما باشیم.

  نوشته شده در  پنجشنبه 29 اردیبهشت1384ساعت 20:37  توسط س  | 


به گزارش خبرنگار سیاسی "مهر"، در ميزگرد "انتخابات ریاست جمهوری و ملاحظات بین المللی" که ازسوی جبهه مشارکت حوزه شمال تهران برگزارشد، احمد زیدآبادی با طرح این دیدگاه که رییس جمهور آینده با سه چالش عمده بین المللی اعم از غنی سازی اورانیوم، موجودیت دولت اسراییل و همکاری با کشورهای غربی در زمینه مبارزه با تروریسم مواجه است، تصریح کرد: دولت آینده باید در مورد این سه گزینه تصمیم گیری کند و نوع تصمیماتش در این مسایل نوع رابطه کشور با نظام بین المللی را تعیین می کند.

وی معتقد است برخورد مثبت یا منفی با این سه موضوع در هر دو صورت به ضرر رییس جمهور آینده و گروههای حامی است و به طور قطع، دولت آینده را با چالش های بین المللی مواجه می سازد .
وی تاکید کرد: بهتر است توپ را به میدان جناح مقابل انداخته و بگذاریم آنها در مورد سه موضوع مذکور تصمیم گیری کنند تا در داخل نیروهای خودشان یا در مواجهه با جامعه بین المللی، دچار چالش شوند و جناح مقابل به نقطه درگیری تبدیل شود و در نهایت به نفع اصلاح طلبان پایان پذیرد لذا با توجه به وضعیت ویژه ایران و فضای بین المللی اعتقاد دارم کناره گیری اصلاح طلبان از انتخابات برای نیروهای سیاسی شان کم هزینه تر خواهد بود و لذا تشویق به رای دادن به اصلاح طلبان نمی کنم.
  نوشته شده در  دوشنبه 26 اردیبهشت1384ساعت 22:34  توسط س  | 

نویسنده: من آمدم دوشنبه 26 ارديبهشت1384 ساعت: 11:12

عقلها را باد سركه مي ربود
روي پايش كره اسبي مي غنود

خواستم بگويم كه به هيچستان خوش آمدم

  وب سایت    پست الکترونیک

نویسنده: من آمدم دوشنبه 26 ارديبهشت1384 ساعت: 12:29

پيغام اول من با يك بار خواندن مطالب بلاگ بود ولي وقتي كه دوباره مطالعه كردم از نظر اولم خوشم آمد با اين حال
دوست دارم كه با مسئول اين بلاگ مكاتبه داشته باشم

  وب سایت    پست الکترونیک
  نوشته شده در  دوشنبه 26 اردیبهشت1384ساعت 16:59  توسط س  | 
 

 

 

http://community.webshots.com/user/a_asa20

  نوشته شده در  یکشنبه 25 اردیبهشت1384ساعت 22:4  توسط س  | 


امروز : گفته می شود اکبر گنجی قصد دارد پس از دادن یک ضرب الاجل در اعتراض به وضعیت درمانی خود دست به اعتصاب غذا بزند.
وی که ششمین سال زندان خود را می گذراند از بیماری های مختلفی چون تنگی نفس، کمردرد و اخیرا کمبود بینایی رنج می برد و مخالفت دادستان تهران و شخص سعید مرتضوی نسبت به او موجب شده است که زیر فشارهای شدید قرار گیرد و اجازه مرخصی و درمان در خارج از زندان را نیابد.
یکی از نزدیکان گنجی گفته است او مصمم است که پس از دادن یک ضرب الاجل چند روزه اعتصاب غذای خود را آغاز کند. مشخص نیست که اعتصاب غذای خشک یا تر، خواهد بود.
ماه گذشته رضا علیجانی در اعتراض به وضعیت خود در زندان و عدم دسترسی به پزشک معالج مناسب دست به اعتصاب غذای خشک زد و مسؤولان زندان پس از سه روز با رو به وخامت گراییدن وضع مزاجی وی، مجبور شدند، او را به خارج از زندان بفرستند.
  نوشته شده در  چهارشنبه 21 اردیبهشت1384ساعت 22:29  توسط س  | 
«به دنبال دوم خرداد 76، شاهد روند راهبردي شفاهي بوديم؛ در 5 بار رفراندوم هشتاد درصد مردم خواسته‌هاي مشترك و پانزده درصد خواسته‌هاي ديگري داشتند، بي‌ترديد هيچ جامعه‌اي به شفافيت راهبردي ايران آن روز نبود، اما اين روزها شاهد كمرنگ شدن آن شفافيت و مرزبندي هستيم.»
اين بخشي از سرمقاله ماهنامه «چشم‌انداز ايران» به قلم مدير مسؤولش لطف‌الله ميثمي در بيست و چهارمين شماره آن بود. مبارز تحليلگري كه در «بحث‌هاي بنيادي ملي» به برشماري بحران‌ها و نابساماني‌هاي مشهود از منظر تهديد خارجي، اعضاي قدرت در يك جناح با حداقل آرا، قانونگرايي گزينشي و دولتي شدن نظام پرداخته و در بررسي بحران‌ها و نابساماني‌هاي «پنهان» و «نامشهود» گزارشي از كيفيت معيشت مردم، نظام اداري و ديوان‌سالاري ناكارآمد و پرهزينه فضاي تنش و عدم اطمينان به آينده و كاهش تعلق خاطر ملي ارائه كرده است. به حق نكاتي از منظر اين روشندل نابينا غافل نمانده كه بسياري از فعالان و مسؤولان چشم بر آن بسته‌اند. نكاتي كه او اين روزها بايد پاسخگوي درج آن در دادسراهاي دادگاه مطبوعات باشد.

ادامه در :

http://eqbal.ir/local6/news1/last/8421264305.php

  نوشته شده در  چهارشنبه 14 اردیبهشت1384ساعت 21:53  توسط س  | 

 

 

نشست " روز جهاني آزادي مطبوعات " ساعت 14 روز سه شنبه سيزدهم ارديبهشت ماه جاري در سالن اجتماعات انجمن صنفي واقع در بلوار كشاورز ، خيابان كبكانيان ،‌كوچه هفتم ، پلاك 87 برگزار مي شود. از كليه روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتي دعوت مي شود در اين مراسم كه با قرائت پيام كوفي عنان دبير كل سازمان ملل متحد آغاز خواهد شد ،‌شركت فرمايند.

 

به نقل از روزنامه شرق

  نوشته شده در  یکشنبه 11 اردیبهشت1384ساعت 22:0  توسط س  | 
جمعي از دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير شب گذشته در اعتراض به عدم پذيرش يكي از هم‌دانشگاهيان بيمار خود از سوي دو بيمارستان در تهران، در برابر اين بيمارستانها تجمع كردند.

آرمين سلماسي، دبير شوراي صنفي دانشگاه اميركبير در گفت‌وگو با خبرنگار صنفي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين كه هنوز علت فوت اين دانشجو مشخص نيست، اظهار داشت: در ساعت 17 روز گذشته حال «رضا بونيك» دانشجوي كارشناسي ارشد رشته مهندسي برق، وخيم شد كه بلافاصله توسط دوستانش به اورژانس بيمارستان «مصطفي خميني» منتقل شد اما متاسفانه مسئولان اورژانس بيمارستان از پذيرش وي خودداري كردند كه بلافاصله بيمار به « بيمارستان وليعصر (عج)» برده شد و آنجا نيز از پذيرش وي خودداري كردند.

وي افزود: در نهايت «رضا بونيك» به بيمارستان «فيروزگر» منتقل شد و متاسفانه در آنجا فوت كرد كه دوستان و دانشجويان خوابگاه شرفي دانشگاه اميركبير در اعتراض به عدم پذيرش مرحوم «بونيك» ساعتي را در مقابل اين دو بيمارستان تجمع كرده و به تلاوت قرآن براي روح آن مرحوم پرداختند.

سلماسي در پايان گفت: بعدازظهر امروز شوراي صنفي دانشگاه در مورد نحوه مواجهه با اين اتفاق رسيدگي مي‌كند.

گفتني است، علت مرگ اين دانشجو در دست بررسي است.

اين دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه اميركبير در حالي درگذشت كه وزارت بهداشت بارها اعلام كرده است كه بيمارستانها موظفند بيماران بدحال و اورژانسي را در هر وضعيتي پذيرش كنند.

 

نمی دانم کاندیدادیی هست که این قضیه را پیگیری کند ؟

  نوشته شده در  چهارشنبه 7 اردیبهشت1384ساعت 7:34  توسط س  | 
 

برای اطلاعات بیشتر به آدرس زیر سر بزنید:

http://nasl3.blogfa.com/

  نوشته شده در  سه شنبه 6 اردیبهشت1384ساعت 20:30  توسط س  | 

توالي فاجعه 2

 

پيغام زير متعلق به آقاي  رحمت بني اسدي نويسنده بسيار عزيز كتاب توالي فاجعه است .

 

براي من افتخار بسيار بزرگي است كه ايشان به وبلاگ من سر زده و چند خطي قلمي كرده اند .

ولي اي كاش ايشان اجازه مي دادند  آدرسي از آن جناب  داشته باشم تا ازنظرات و

 

نصايح بدون شك ارزنده و مفيده شان استفاده كنم.

 

با سپاس فراوان

 

يکشنبه 4 ارديبهشت1384 ساعت: 20:0

توسط:بنی اسدی

 

دوست عزیز و ارجمند
باسلام و سپاس از این که کتاب « توالی فاجعه » را در سایت دانشجو معرفی کرده و چند سطری از آن را آورده اید ، اما نمی دانم چه اتفاقی افتاده که متن چاپ شده در سایت شما مغشوش و به هم ریخته است .وقتی آن را خواندم ، خودم نیز از آن چیزی سر در نیاوردم . می دانید برای هیچ شاعر یا نویسنده ، چیزی بدتر از این نیست که شعر یا نوشته او را در هم ریخته چاپ کنند . نکته دیگر این که متن ، ناقص شروع شده و از این نظر تا حدودی نامفهوم است . سپاسگزارم اگر متن را تصحیح کنید .
پیروز باشید

 

مطلبي كه من تحت عنوان معرفي كتاب توالي فاجعه در وبلاگ نوشتم به علت نقص فني

 

درست باز نمي شود و به همين علت نويسنده كتاب  متن نوشته شده را به هم ريخته يافته اند

 

. لازم دانستم مطلب ديگري تحت همين عنوان بنويسم تا هم تشكري از ايشان به عمل آيد

 

  وهم معرفي ديگري در جهت اين كتاب گرانبها باشد .

 

با تشكر فراوان و اميد به چاپ كتابهايي ديگر  از ايشان.

 

 

 

شعر شاملو اجتماعي ترين شعر زمانه ي  ماست و انديشه شاعر، ‌ميان آرمان هاي بزرگ او واقعيت هاي اجتماعي در نوسان است.هر جا كه شاعر آرزوهايش را در شعر مي ريزد، ‌شعر چشمه اي مي شود روشن و زلال . رودي هميشه رونده. انديشه ي نشسته در شعر از كوه هاي بلند و قلل سر بر كشيده ي آزادي، عدالت، شادي، غرور و ستايش انسان سرچشمه مي گيرد. اما دريغ! وقتي شاعر به گندآباد پيرامون خود مي نگرد، شعرش چون زمانه سياه و طاعوني مي شود.

شاملو جست وجوگر آزادي است و شگفتا از تواني كه دارد . انديشه او فراملي و انسان شمول است. خويشاوندي با انسان، اساس انديشه اش را مي سازد و آزادي و عدالت، دل مشغولي و دغدغه ي هميشگي اوست. دنيا را خانه ي خود مي داند؛ زامبيا باشد يا شيلي. بلغارستان باشد يا بنگلادش. او خود را تنها يك ايراني يا لر، بلوچ، كرد و فارس نمي خواند بلكه خود را با آفريقايي، ‌اروپايي، استراليايي و يا يك آمريكايي نيز هم وطن مي داند. هر چند اگر گاهي مي گويد كه چراغ خانه اش فقط در ايران مي سوزد،‌ اما شاعر با همه ي انسان ها ضمير مشتركي دارد و انديشه و آرمانش، ‌چيزي به جز عروج و رهايي انسان نيست. او در ضمير خويش همواره به انسان و آزادي اش مي انديشد:

 

.........سكوت آب

 

مي تواند

 

خشكي باشد و فرياد عطش.

 

سكوت گندم

 

مي تواند

 

گرسنگي باشد و غريو پيروزمند قحط،

 

هم چنان كه سكوت آفتاب

 

ظلمات است.

 

اما سكوت آدمي فقدان جهان و خداست.....

 

"  ابراهيم در آتش"

 

........آه اگر آزادي سرودي مي خواند،

كوچك

 

هم چون گلوگاه پرنده يي،

 

هيچ كجا، ديواري فرو ريخته بر جاي نمي ماند.

 

ساليان بسيار نمي بايست

 

                           دريافتن را

 

كه هر ويرانه نشاني از غياب انساني است.

 

كه حضور انسان

 

                   آباداني است......

 

غياب بزرگ چنين بود

 

سرگذشت ويرانه چنين بود.

 

"دشنه در ديس_ ترانه بزرگ ترين آرزو"

...در غياب انسان

 

جهان را هويتي نيست...

 

"مدايح بي صله_ترجمان فاجعه"

 

شاملو در جست و جوي اين غياب بزرگ است...

  از صفحه 12 كتاب

 

مطلبي كه براي من  بسيار جالب و در عين حال نو و بديع است به بند كشيدن كلمات در دوره

 

 زماني خاصي است؛ مشكلي كه گريبان جامعه ما را نيز در حال حاضر گرفته است . نويسنده

 

 در صفحه 44 كتاب مي نويسد:

 

شاملو بعدها در شعر زيبايي از روزگاراني سخن مي گويد كه حتي كلمات را به بند مي كشند. سخن حكايت ديروز و امروز است:

 

....... و چنين است و بود

 

كه كتاب لغت نيز

 

                 به بازجويان سپرده شد

 

تا هر واژه را كه معنايي داشت

 

                           به بند كشند

 

و واژگان بي آرش را

 

                    به شاعران بگذارند.

 

و واژه ها

 

             به گنه كار و بي گناه

 

                                 تقسيم شد،

به آزادي و بي معني

 

سياسي و بي معني

 

نمادين و بي معني

 

ناروا و بي معني. ......

 

و شاعران از بي آرش ترين الفاظ

 

چندان گناه  واژه تراشيدند

 

كه بازجويان به تنگ آمده

 

شيوه ديگر كردند،

 

وازآن پس

 

سخن گفتن

 

نفس جنايت شد.

 

"مدايح بي صله_هميشه همان"

 

 

نويسنده در صفحه 72 كتاب به معرفي شاملو و باز گو كردن نقش شاعر در جامعه اي مي

 

 پردازد كه آزادي گوهري ناياب است و چنين نتيجه مي گيرد كه خواه ناخواه پيش گرفتن اين

 

 رويه توسط شاعر  باعث در تعارض قرار گرفتن وي با جامعه مي شود:

 

شاملو شاعر و هنرمند در جامعه اي است كه در آن آزادي گوهري ناياب است . او چون هر هنرمند آگاه مي خواهد از هنرش در راه باروري، رشد، آگاهي، عروج و رهايي انسان استفاده كند، اما ناهنجاريهاي اجتماعي او را ملزم مي كند، در شكل و لباس گوناگون ظاهر شود. مبارز سياسي، نويسنده، شاعر، روزنامه نگار، معلم، مبلغ اجتماعي و مامور انقلاب است. ناگزير است، كارهاي ديگران را كه بر زمين مانده است، به عهده بگيرد و هم نقش خويش را به عنوان يك هنرمند ايفا كند. پس به دلايل اجتماعي حتي اگر خود نخواهد هنرش با سياست در مي آميزد و انديشه و عملش با انديشه و تفكر غالب در جامعه در  تعارض قرار مي گيرد.

 

در پايان وظيفه خود مي دانم كه از نويسنده كتاب  به علت مشكل پيش آمده در نوشته مربوط

 

 به كتاب توالي فاجعه در وبلاگ عذرخواهي كنم .اميدوارم عذر  مرا پذيرفته و بنده حقير را

 

 به عنوان يكي از  دوستداران و عاشقان شعر شاملو از نصايح  خود بي دريغ نگذارند.

 

اضافه مي كنم نوشته پيشين اصلاح گرديده است.

 

با سپاس فراوان

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه 5 اردیبهشت1384ساعت 9:56  توسط س  | 
یک دانشجوی خبرنگار خانم به دستور استاد دانشگاه آزاد قم مضروب شد

هفته گذشته یک خانم دانشجو به دستور استاد دانشگاه آزاد قم مضروب شد.

این اتفاق زمانی افتاد که خانم الف – م دانشجوی ترم سوم رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد قم در سر کلاس سوالی از آقای مطهرنیا استاد علوم سیاسی این دانشگاه کرد که به جای شنیدن پاسخ این استاد به یکی از دختران دانشجو دستور داد تا وی را در مقابل چشمان سایر دانشجویان دختر و پسر حاضر در کلاس مضروب کند.

از مطهرنیا به عنوان شخصی طرفدار ارزش ها و راستگرا نام می برند که برنامه های متعددی در شبکه های مختلف صدا و سیما داشته و به تحلیل سیاسی و مسائل فرهنگی می پردازد.

دانشجوی مضروب شده همکاری با مطبوعات را از هفته نامه های قم در حدود سال 78 آغاز کرد و پس از آن به عنوان یک شغل کار حرفه ای خبرنگاری و گزارش نویسی بیشتر در حوزه اجتماعی و فرهنگی را با چند نشریه محلی و دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی در قم ادامه داد و مطالبی از وی در برخی نشریات سراسری نیز به چاپ می رسید.

وی در سال 82 چند روز مانده به 13 مردادماه، روز خبرنگار در پی یک پرونده سازی بازداشت شد.

بازداشت وی و نیز مسئول خبرگزاری جمهوری اسلامی دفتر قم، پس از آن صورت گرفت که  فشارها و اعتراضاتی در چند ماه پیش از آن به خبرگزاری ایرنا دفتر قم می شد.

این اعتراضات زمانی شدت گرفت که ایرنا دفتر قم در حوزه سیاسی فعال تر شده و به ارائه اخبار کمتر سانسور شده می پرداخت. این اخبار در زمان رفع حصر آیت الله منتظری کاملا مشهود بود. همچنین به ارائه گزارش های اجتماعی قوی می پرداخت.

دامنه اعتراضات زمانی بیشتر شد که گزارشی از نظرات زنان و صاحبنظران، در زمینه نارضایتی آنان از استفاده از چادر به رنگ سیاه و آثار روانی آن بر زنان و جامعه بر روی خروجی تلکس ایرنا از قم مخابره شد که با انعکاس این گزارش از بی بی سی حملات نشریات راست افراطی به ایرنا و مسئولان و خبرنگاران آن شدت گرفت.

بلافاصله پس از بازداشت وی و در حالی که هنوز هیچ اتهامی در هیچ دادگاهی ثابت نشده بود از سوی برخی مراجع قضایی برخی اتهامات پوسیده اخلاقی را که به وی نسبت داده بودند طی خبری به رسانه ها اعلام کردند اما قبل از آنکه صفحات روزنامه بسته شود از رسانه ها خواستند از انعکاس این خبر خودداری شود این در حالی است که به فاصله یک روز پس از این واقعه اکثر مسئولین و کارکنان روابط عمومی ادارات و مدیران کل در جریان این اخبار یک طرفه قرار گرفته بودند!

در عین حال تلاش این خبرنگار پس از آزادی به قید وثیقه در جهت اعاده حیثیت خود و تلاش برای رسیدگی بی طرفانه به چنین پرونده هایی با سکوت و بی توجهی مسئولان قم و نیز تهران و نهادها و انجمن هایی که نام فعالیت صنفی و حمایتی از خبرنگاران و روزنامه نگاران را برخود نهاده اند مواجه شد.

در عین حال در روز خبرنگار سال 82 در مراسمی به مناسبت گرامیداشت روز خبرنگار که از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم برگزار شد این مراسم تبدیل به تاخت و تاز راجع به این مسئله و حمله به خبرنگاران خانم فعال در مطبوعات محلی و هتک حرمت این خبرنگار و سایر خبرنگاران خانم از سوی برخی فعالین در مطبوعات راست افراطی که خود را ارزشی و اصولگرا معرفی می کردند شد در حالی که برخی مسئولین دولتی از جمله مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم و معاون سیاسی و امنیتی استانداری قم با سکوت کامل شنونده این مباحث بودند.

پس از حذف همراه با هتک حرمت و حیثیت وی از مطبوعات، دانشجوی مضروب شده فعلی و خبرنگار سابق مغضوب پس از آنکه میزان رعایت حقوق اولیه بشری و عدالت! را مشاهده کرده بود مدتی در برخی NGO ها (سازمانهای غیر دولتی) مشغول فعالیت شد و پس از قبولی در دانشگاه فعالیت خود را با نشریات دانشجویی پی گرفت.

برخی ناظران آگاه اظهار عقیده کردند با توجه به مصاحبه های دانشجوی مضروب با استاد آمربالضرب و آگاهی کامل استاد مربوطه به فعالیت ها و پیشینه این خبرنگار و طرز تفکرات سیاسی وی، با توجه به افزایش فعالیت این دانشجو در انجمن های علمی دانشگاه و فعالیت وی با نشریات دانشجویی و بعضا خارج از دانشگاه، دستور به مضروب ساختن وی را حرکتی در جهت ترور و سرکوب شخصیت وی گامی برای حذف از عرصه دانشگاه و سرخوردگی و گوشه نشینی وی تحلیل می کنند. این تحلیل زمانی قوت می گیرد که در پی اعتراضات متعدد دانشجویی در آن دانشگاه در اثر رخداد این حادثه، استاد آمربالضرب نه تنها حاضر به عذرخواهی نشده بلکه به شدت از عمل خود دفاع کرده است.

** توضیح آنکه پرداختن به گوشه ای از ناملایمات در زمان خبرنگاری وی بدون کسب اجازه از نامبرده تنها برای ثبت در تاریخ آمده و از کنکاش بیشتر این مسئله خودداری شده چرا که دشمنان مطبوعات و خبرنگاران و طرفداران سرکوب این طایفه از نهادهای دولتی (بخصوص ارشاد) گرفته تا موج سواران از دامن زدن و زنده شدن این مسائل و به تبع آن بهره برداری های خود سوء استفاده ممکن است بکنند، از پرداختن بیشتر به این مسئله خودداری شده است. و هدف آن بیان این واقعیت بوده که وجود این چنین همکارانی مظلوم حتی اگر با صدها و هزارها بار با ناجوانمردی حذف و سرکوب شوند وجودشان موجب افتخار این حقیر و قطعا جامعه مطبوعاتی بوده و خواهد بود بخصوص افرادی که اینچنین در سکوت برای خوشایند برخی قربانی می شوند. می توانید نقض مواد 1، 3، 5، 6، 7، بند یک ماده 11، 12، 18، 19، بند دو ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر را در مورد این همکار ما مشاهده کنید.

 

یادداشت یک جمله ای خودم در این زمینه:

بر این درد اگر خون بگریم رواست.

 

به نقل از وبلاگ طنین سکوت(حامد متقی)

 

  نوشته شده در  یکشنبه 4 اردیبهشت1384ساعت 18:37  توسط س  | 
امروز روز زندانیان قلم و اندیشه است.من به عنوان دانشجوی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ماندن  اکبر گنجی در  چنین وضعیتی را  در زندان  محکوم می کنم و از همه دوستان خواهش می کنم نسبت به نگهداری وی در زندان اعتراض کنند. 

یادمان نرود دیگر روزنانه نگاران و وبلاگ نویسان و هنرمندانی که یا در زندان هستند و یا با حکم های فله ای در بیرون زندان مواجهه شده اند.

  نوشته شده در  شنبه 3 اردیبهشت1384ساعت 12:46  توسط س  | 

 

كتاب توالي فاجعه  به نويسندگي آقاي رحمت بني اسدي

 

.نويسنده در اين كتاب سعي كرده است به جنبه هاي اجتماعي و ادبي و مسائل

 

اجتماعي در شعر شاملو بپرداز دو انصافا در اين كار بسيار موفق بوده است.وي در صفحه 12 كتاب چنين مي نويسد:

 

 

 

........آه اگر آزادي سرودي مي خواند،

 

كوچك

 

هم چون گلوگاه پرنده يي،

 

هيچ كجا، ديواري فرو ريخته بر جاي نمي ماند.

 

ساليان بسيار نمي بايست

 

                           دريافتن را

 

كه هر ويرانه نشاني از غياب انساني است.

 

كه حضور انسان

 

                   آباداني است......

 

غياب بزرگ چنين بود

 

سرگذشت ويرانه چنين بود.

 

"دشنه در ديس_ ترانه بزرگ ترين آرزو"

...در غياب انسان

 

جهان را هويتي نيست...

 

"مدايح بي صله_ترجمان فاجعه"

 

شاملو در جست و جوي اين غياب بزرگ است...

 

از اين نويسنده تا كنون سه كتاب منتشر شده است:

 

شعر و مردم سال 1359

 

طرحي از انسان به روايت مولوي1374

و

توالي فاجعه1383

 

ناشر اين كتاب راهگشا مي باشد (شيراز)

 

و قيمت كتاب هم 850 تومان

 

در انتظار نوشتاري ديگر از اين نويسنده عزيز.

 

                  

  نوشته شده در  جمعه 2 اردیبهشت1384ساعت 9:51  توسط س  | 

وبلاگنويسان قم چهار نفری هستند که سخنگوي قوه قضاييه از دادگاهي شدن آنها خبر داده است

پيک ايران : خبرهای دريافتی حاکی از آن است كه بازداشت‌شدگان اخير قم(فريد مدرسي، مسعود رهبري و حسين عبدالله پور) جزء چهار وبلاگ‌نويسي هستند كه سخنگوي قوه قضاييه از دادگاهي شدن آنها خبر داده است. اين در حالي است كه در بين بازداشت‌شدگان اينترنتي، بازداشت اين افراد و آنچه در مدت بازداشت بر آنها رفته بود، كمترين انعكاس را در رسانه‌ ها داشت.

 

هواپيماي كيش به مقصد تهران دچار سانحه شد

روز گذشته ،چهارشنبه ، هواپیمای بوئینگ 707 شرکت ساها، با 157مسافر، که از کیش به تهران پرواز می کرد، در اثر ترکیدن لاستیک روی باند کشیده شده و در کنار دیواره باند، در نزدیکی رودخانه کن متوقف شد در حالیکه یکی از موتورها و قسمت عقب هوایپما آتش گرفته بود. مسافران ناچار شدند خود را از هواپیما به بیرون پرتاب کنند. پله ها و دشکهای اضطراری هواپیما عمل نکردند در نتیجه تعداد زیادی از مسافران افزون بر سوختگی به شکستگی استخوان های دست و پا نیز دچار شدند. مسافران گفتند میهمانداران و خدمه هواپیما پیش از مسافران هواپیما را ترک کردند.

يك هواپيماي ايرباس در فرودگاه تبريز دچار سانحه شد

خبرگزاري فارس: پرواز شماره 447 هواپيماي جمهوري اسلامي ايران، پس از فرود در تبريز، دچار سانحه شد و در انتهاي باند فرودگاه بين‌المللي اين شهر، متوقف گرديد.

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز ، گفته مي‌شود علت بروز سانحه براي ايرباس پرواز 447 تهران- تبريز تركيدن لاستيك هواپيما و عمل نكردن ترمزهاي آن بوده است.
يك شاهد عيني گفته است، پس از اين حادثه اقدامات براي حضور امدادگران و تامين پله‌هاي ويژه با تاخير 8 تا 30 دقيقه‌اي همراه بود و تا ظهر چهارشنبه هواپيما در تبريز ماند اين حادثه ديروز رخ داده است.
گفته مي شود ايرباس پرواز 447 تهران- تبريز كه در فرودگاه اين شهر دچار حادثه گرديده حامل 8 هزار ليتر بنزين بود.

 

هواپیمایی انگار دچار سوء تفاهم شده! امید که دیگه دچارش نشه . حداقل تا ۲ ماه باقی مانده!

  نوشته شده در  پنجشنبه 1 اردیبهشت1384ساعت 20:23  توسط س  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

من عضو پن‌لاگ هستم