تبليغاتX
روزنگار - تابستان
 
 

 

 

 

ظهر ِ دل گیر ِ تابستانی گرم و دراز سر می رسد و تیک تیک ِ قلب ِ ساعت هم.

 باز هم روزهای ِ شناور ِ فکر. باز هم روزهای ِ سردرگمی های ِ سرگیجه آور.

 ظهر ِ این روزها، هیجان و دل شوره ای  عجیب، در دل به پا می کند . دل را می لرزاند.

هیجان ِ دیداری، گپی، سیگاری و گاهی هم جرعه ای .

این هیجان ِ بی خزان، نشان از چیست؟ نشان از کیست؟هیجان ِ دیداری که قدرتش با نیستی ناآشنا است.

ترس ِ ندیدن، نبودن و نرفتن هم واره در کمین است.

هنوز هم ضرب آهنگ ِ قلب شنیده می شود که چگونه ندیدن را تاب نمی آورد

و اشکش را بر دیده ی زنده گی می پاشد.

 

  نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 16:59  توسط س  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

من عضو پن‌لاگ هستم